مامان جون سلام 5
اکتبر 4, 2017
مامان جون سلام 7
اکتبر 18, 2017

حالا بریم سراغ خود چراغ راهنما،

قرمز:

این رنگ برای کارهای خطرناک است. کارها و  رفتارهایی که می توانند به خودم و یا به دیگران آسیب برسانند.

مثل پرت کردن،هل دادن،کنجکاوی در خصوص وسایل تیز،دویدن های خطرناک، وسایل برقی یا… که باید در هر صورت و در هر شرایطی با سرپیچی از قوانین تنبیه شوم.

البته تنبیهی که برای ما بچه ها کارساز باشد و تاییدی برای کارهای منفی مان هم نباشد ، “گوشه تفکر” است.

یک گوشه ای از خونه که

* نه جای ترسناک و تاریکی باشه

*نه وسایل خطرناک دم دستم باشه

*نه تو اتاق خودم، چون اون موقع کیف دنیا را می کنم و بی توجه به تنبیه بازی می کنم.

*نه جایی که دید به تلوزیون داشته باشم.

*می تونه حتی قسمتی از دیوار خونه باشه که به طرف دیوار باشم و پشتم به خونه باشه

*یا می توانیم قسمتی از خونه که تمام نکات بالا را در بر داشته باشد را با گچ سفید یک دایره بکشیم و اونجا باشم،

تا من اونجا به کاری که انجام دادم فکر بکنم

مهم این است که هیچ ارتباطی با دنیای اطرافم نتوانم بگیرم.نه کسی با من حرف بزنه نه هیچ عکس العملی با من داشته باشه به اقتضای سنم هم مدت تغییر بکنه.مثلا 5 سال 5 دقیقه ، 6 سال 6 دقیقه

و وقتی که تمام شد دیگر هیچ حرفی در مورد کاری که به خاطرش باید فکر می کردم نباشد و همه چیز از نو شروع شود.

اگر من بچه باهوش و سرحالی باشم، به احتمال قوی مقاومت خواهم کرد.اون موقع(بیشتر بابا) با آرامش و بدون دعوا ولی با صورت اخم دار دستم را بگیرد و به طرف گوشه ببرد و بگوید”به خاطر این کارت…چون خطرناک بود باید اینجا بایستی و درباره این کار فکر کنی”و مرا به سمت گوشه تفکر می برد.اگر مقاومتم پنج،شش باری ادامه داشت می توانید مرا از چیزی که خیلی دوست دارم محروم کنید.

البته یه چیزی هم بگم اینجا خیلی خوب می شد اگر بلد باشید که نمایش بدهید که مامان مثلا میانجی گری کند که ” باباش اگر روی صندلی بنشینه و به حرف شما گوش بده دیگه از..….محروم نمیشه؟”

این طور من با بازی و غیر مستقیم یاد می گیرم که رفتار صحیح کدومه.

بعدش هم خودتون قبول کنید دیگه، هر تغییری اولش سخته پس شما باید صبور باشید و استقامت داشته باشید.چون من ممکنه هر دفعه که باید روی صندلی بنشینم یک کار جدیدی بکنم، ولی این شمایید که باید استقامت داشته باشید و نا امید نشوید تا من باور کنم و مطمئن بشوم که این برنامه جدید،واقعی و پایدار است. وقتی مطمئن شدم دیگه تسلیم خواهم شد، یه کمی وقت لازم دارم.قبل تر هم گفتم بهتر بابا مرا روی صندلی بنشونه و یا این روش جدید را روز تعطیلی بابا شروع کنند چون  معمولا ما بچه ها پدررا سنبلی برای قوانین می بینم در نتیجه از او راحت تر و سریع تر قبول می کنیم.

حالا حتما می پرسید خوب وقتی بابا خونه نیست چی کار کنیم؟! خوب این هم راه حل دارد : اول باید بابا این قانون را اعلام کند و بگوید “مامانش وقتی هم من خونه نیستم شما باید این کار را بکنی”

پس برای من جا می افتد که کاری که شما انجام می دهید مورد تایید بابا هم هست و راحت تر می پذیرم.البته چون با شما راحت ترم پس مدام چونه می زنم و مقاومت می کنم، اینجاست که شما باید بدون اینکه عصبانی شوی ، با آرامش ولی صدای جدی به من یادآوری کنی: “تو که شنیدی بابات چی گفت چون اینکارت خطرناک بوده ، باید اینجا بایستی”

بابا جون فکر نکن که این طوری تو تبدیل به غول سیاه ترسناک برایم می شوی.اصلا اینطوری نیست همین که ما دوتا زمان بازی کردنها و کشتی گرفتن هایمان را داشته باشیم  رابطمون بهتر هم می شود.

راستی اگر ما چندتا هستیم موقع دعوا و کتک کاری هر دو طرف باید بروند گوشه اما توی دو تا گوشه ی متفاوت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *