مامان جون سلام 16 – اشتباه های ما برای درخواست همیاری

مامان جون سلام 15- راه حل کند نویسی
ژانویه 25, 2018
روانشناسی کودک – الگو برداری
فوریه 7, 2018

مامان جون سلام 

روشهایی که بزرگتر ها به طور معمول از آن استفاده میکنند تا فرزندانشان را به همیاری وادار کنند.

لطفا بعد ازخواندن هر قسمت ، چند لحظه ای چشمانتان را ببندید و بدون فکر کردن ، احساستان را روی برگه ای بنویسید .(هر قسمت را جداگانه)

  • اتهام زدن و سرزنش کردن

” دوباره که جای انگشتات  روی در است؟

” آخه چرا اینکارو میکنی؟

“… باز چت شده؟

” نمیتونی یه کار رو درست انجام بدی؟

“… چند بار بهت بگم از دستگیره در استفاده کن؟

” عیب تو اینه که حرف گوش نمیدی”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • بدو بیراه گفتن

امروز خیلی خیلی سرده و حسابی سوز میاد، تو هم که ژاکت نازک پوشیدی! آخه چقدر میتونی احمق باشی ؟ به خدا این کار از یه احمق هم سر نمیزنه ”

” بده من برات درست کنم. راستی که خیلی دست و پا چلفتی هستی”

“ببین داری چه جوری غذا میخوری حالمو بهم میزنی”

“برای کثیف نگه داشتن یه همچین اتاقی باید خیلی شلخته باشی، داری عین یه حیوون زندگی میکنی.

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • تهدید کردن

” یه بار دیگه دستتو به اون لامپ بزن تا یه کشیده بخوابونم توی گوشت”

” اگر همین الان اون آدامسو بیرون تف نکنی ، خودم دهنتو وا میکنم و بیرونش میارم”

” اگر با سه شماره لباستو نپوشیده باشی نمیبرمت بیرون”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • فرمان ها

“همین الان باید اتاقت رو تمیز کنی”

” کمکم کن تا این بسته هارو ببرم تو ، زود باش ،تکون بخور”

“هنوز آشغال ها رو نبردی بیرون؟ همین حالا ببر….منتظر چی هستی؟

یالا! زودباش ”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • وعظ و خطابه

“واقعا فکر میکنی کار خوبی کردی کتابو از دست من قاپیدی؟ میبینم که هنوز خوب متوجه نشدی که رفتار خوب چقدر اهمیت داره؟ چیزی که باید بفهمی اینه که ما از مردم می خواهیم که نسبت به ما مودب باشن، پس ما باید خودمون در مقابل اونا مودب باشیم. تو خودت نمیخواهی کسی چیزی رو از دستت بقاپه ، میخوای؟ پس خودت هم نباید چیزی رو از دست کسی بقاپی. همان طوری که ما با دیگران رفتار می کنیم، دیگران هم همان طور با ما رفتار میکنند”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • اخطار

” بپا خودتو میسوزونی ”

” مواظب باش، ماشین زیرت می گیره”

” از اونجا بالا نرو! میخوای بیفتی؟

” سرد کتت رو بپوش وگرنه بد جوری سرما میخوری”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

  • مقایسه کردن

” چرا سعی نمیکنی کمی بیشتر شبیه برادرت بشی؟ اون همیشه کارهاشو به موقع انجام میده”

” از خواهرت یاد بگیر ببین سر میز چه رفتار خوبی داره.

” چرا مثل دوستت لباس نمیپوشی؟ ببین چقدر شیک تر و تمیزتر و مرتبه همیشه”

” کاشکی همنشینی با دوستت در تو هم اثر میکرد و درس خون می شدی”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……..

 

  • ریشختد کردن

” میدونستی که فردا امتحان ریاضی داری با این وجود همه کتاباتو تو مدرسه جا گذاشتی ، چقدر تو باهوشی این درخشان ترین کاریه که میتونستی انجام بدی”

” این مشقیه که میخوای فردا ببری مدرسه؟ خوب شاید معلمت بلده خط میخی بخونه ، من که بلد نیستم”

” اره جون خودت ، تو راست میگی”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات……

 

  • پیشگویی کردن

” تو درباره کارنامه ات بهم دروغ گفتی نه؟ میدونی وقتی بزرگ شدی چی میشی؟ یه آدمی که هیچکس بهش اعتماد نمیکنه”

” اگر بخوای همین طور خود خواه بمونی، می بینی که هیچکس باهات بازی نمی کنه، دیگه دوستی هم برات باقی نمی مونه”

” تنها کاری که بلدی ، شکایت کردنه. هیچ وقت سعی نکردی مشکلاتتو خودت حل کنی ، از حالا میتونم دو سال دیگه ات رو عین کف دستم ببینم، که تو همین مشکلات گیر کردی و هنوز هم داری غرغر می کنی”

احساس خودم به عنوان بچه از شنیدن این جملات…….

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *